.داشتم در افكارم غوطه ميخوردم كه به ياد خانه خدا افتادم
.چقدر دلم هواشو كرده عطر وجودش رو استشمام ميكنم
برخواستم و ريز شدم و از ميان بام گذشتم ، وه چه هوايي درسته كه پر از دوده ، ولي همه ذرات از وجود خداست پس به آنها عشق ميورزم . دور خودم چرخ ميزنم و با اشتياق همه جا را نظاره مي كنم . كمي بالاتر ميشه دور تر ها را هم ديد ، اولين چيزي كه جلب توجه ميكنه قله زيباي دماونده . همين كه فكرش را كردم به آن رسيدم ، سرماي برفش رو احساس ميكنم ، سوزش داخل بدنم پيچيد و يخ كردم . حالا ديگه ميتونم پز بدم قله دماوند و فتح كردم
.اين همه نعمت اصل سفرو داشت از يادم ميبرد
.واي چه زود رسيدم به صحن حرم امن الهي
پرورگارا سجده ميكنم و ترا شكر ميگويم كه مرا پذيرفتي و شكر ميكنم چرا كه مي دانم آنقدر كريمي كه همه جا را به من نشان خواهي داد . وبه خود ميبالم كه انسان آفريده شدم و بيشتر به خود ميبالم كه روحت را در من دميدي كه پاكترين در عالم است ، و روسياهم و ميگريم كه پاكترين را تيره نمودم به خاطر هفت روز دنيا. لعنت ابديت بر ابليس كه مرا بنده خود نمود و شكرت ميگويم ، چرا كه اميد دارم به بخشايش بخشنده ترين بخشايندگان ، اي لطيف مرا به راه راست هدايت نما و به دين اسلام محمدي ص بميران
پروردگارا ميدانم آنقدر ستاري كه نبيني چه ميكنم و چه در دل ميگذرانم . يا رب هزار بار توبه شكستم و روح پاكت مرا به خود آورد و بازگرداند . صدايم كردي ، آمدم ولي ابليس در نيمه راه مرا باز گرداند كه اگر مي آمدم به تو مي پيوستم و ريسمانت را چنگ ميزدم ، چه آرزوئي بالاتر از اين
خدايا شكرت ميكنم كه همواره با مني و اميد دارم كه همواره با تو باشم . اي معبود من لذايذ دنيا را به من چشاندي شراب آخرتت را از من دور نساز ، اميد دارم به كرمت
از دست و زبان كه برآيد كز حمد و ثناي تو برآيد
.عزيزا تو را شكر ميگويم كه مرا لحظاتي به حريمت راه دادي تا ببويم تو را و بگويم تو را
حالا كه دانستم مرا پذيرايي و به من آموختي كه چگونه به مسجد الحرام وارد شوم ، با آن كه ميدانم از رگ گردن به من نزديكتري ولي به شوق كويت هر لحظه به اينجا ميآيم تا ابليس به من راه نيابد
.به نام خداوند بخشنده مهربان ستايش خدا راست كه آفريننده جهانيان است
۱۳۸۶ اردیبهشت ۱۵, شنبه
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
۲ نظر:
یک قدم برنفس خود نِه، دیگری برکوی دوست
هرچه بينی دوست بین. بااین و باآنت چه کار؟
زندگی مسابقه نیست
زندگی یک سفر است و تو آن مسافری باش که در هرگامش ترنم خوش لحظه ها جاریست
ارسال یک نظر