ما را بغير او نبود التفات هيچ
زيرا كه نيست جز كرم او نجات هيچ
خضر و هواي چشمه آب حيات و ما
نبود بجز زلال وصالش حيات هيچ
اي جان هميشه شادي تو باد درد دل
وي دل مباد جز غم عشقش دوات هيچ
هيچ است اين جهان و تو دل را در آن مپيچ
وين بند پيچ پيچ مپيچان بپات هيچ
در حضرتي گريز كه روحانيون قدس
جز حضرتش دگر نكنند التفات هيچ
در عرصهء ممالك او هر دو كون پست
با ملك كبريائي او كاينات هيچ
سيد تو جان بباز بعشقش كه غير او
شايسته نيست در دو جهان خونبهات هيچ
۱۳۸۶ تیر ۲۰, چهارشنبه
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر