آبروي ما زاشك چشم ماست
همچو ما با آبروئي خود كجاست
بحر عشق ما كرانش هست نيست
غرقه اي داند كه با ما آشناست
حال ما گر عاشقي پرسد بگو
رند مستي فارغ از هر دو سراست
بينوائي كو گداي كوي اوست
نزد درويشان گدائي پادشاست
غير عشق او حكاياتست و بس
جز هواي او دگر باد هواست
درد بايد درد بايد درد درد
درد دل ميكش كه درد دل دواست
نعمت اله درد دردش نوش كرد
آفرين بروي كه او همدرد ماست
۱۳۸۶ مرداد ۳۱, چهارشنبه
۱۳۸۶ مرداد ۱۷, چهارشنبه
گام بعد
مجدداً سعي كردم به ديوار سفيد كه در سمت چپ قرارداشت نفوذ كنم كه نشد . در آرزوي ورود بودم كه ناگهان در تونلي قرار گرفتم و باسرعت به جلو رفتم، بعد از مدتي از تونل خارج شدم در روبرويم دشت سبز و خرمي وسيعي بود كه در انتهاي آن درياي عظيمي وجود داشت با رنگِ آبيِ زيبايي . در دوردست سمت راست ساختماني مشخص بود به آن رسيدم . در پاي راه پله اش اسبي بود زيبا بر آن سوار شدم و وارد ساختمان شدم . در طبقه همكف تعدادي ( سيزده نفر ) موجود از هر نوع ( شبيه انسان ) و به جنس مؤنث وجود داشت كه بسيار زيبا بودند به سمت هر كدام كه نزديك شدم پارچه اي ( حريري ) كه آنها را پوشانده بود به شكل چتر برخواسته و هر دو ما را در بر مي گرفت . در بيرون ساختمان آرزوي سيب كردم كه در برابرم ظاهر شد ولي اجازه خوردنش را نداشتم با ناكامي بازگشتم . ولي به شوق ديدار آنجا بارها و بارها و بارها به آنجا شتافتم ، امّا سير نشدم
۱۳۸۶ مرداد ۱۳, شنبه
شاه نعمت اله ولي
بحر عشقش را كران پيدا نشد
واصل درياي او جز ما نشد
در سرابستان مستان ره نبرد
هر كه چون ما سوبسو جويا نشد
ديده ما تا نظر از وي نيافت
چشم نابيناي ما بينا نشد
جان ما تا مبتلاي او نگشت
كار دل در عاشقي والا نشد
سرفرازي در ميان ما نيافت
هر كه را سر در سر سودا نشد
در حريم عشق عاشق ره نبرد
در ره عشق تو تا پويا نشد
هر پريشان كو نشد در جمع ما
دولت پنهانيش پيدا نشد
هر كه آمد سوي ما سرمست رفت
هيچكس تشنه از اين دريا نشد
تا حديث عشقبازي گفته اند
همچو سيد ديگري گويا نشد
واصل درياي او جز ما نشد
در سرابستان مستان ره نبرد
هر كه چون ما سوبسو جويا نشد
ديده ما تا نظر از وي نيافت
چشم نابيناي ما بينا نشد
جان ما تا مبتلاي او نگشت
كار دل در عاشقي والا نشد
سرفرازي در ميان ما نيافت
هر كه را سر در سر سودا نشد
در حريم عشق عاشق ره نبرد
در ره عشق تو تا پويا نشد
هر پريشان كو نشد در جمع ما
دولت پنهانيش پيدا نشد
هر كه آمد سوي ما سرمست رفت
هيچكس تشنه از اين دريا نشد
تا حديث عشقبازي گفته اند
همچو سيد ديگري گويا نشد
خدا بزرگ است
خدايا تو آن بزرگي كه وقتي مي گويم اله اكبر ، از عزمتت لرزه اي بر اندامم مي افتد و خود را آنقدر كوچك مي يابم كه همچون ريگي در كف اقيانوس بيكران. و تو آنقدر پاكي كه وقتي مي گويم سبحان اله ، تمامي موجودات از برابر ديدگانم مي گذرند كه پاكند و من ذليل و گناهكارم . و تو را آنقدر شكر گذار است كه وقتي مي گويم الحمد لاله ، احساس مي كنم صدايم در ميان صداي ستايش جانداران و اشياء گم است .ولي قطعا"اينگونه نيست . من كوچك و كوچكتر از هر ذره اي هستم ولي تو مرا بزرگ آفريده اي بزرگتر از هر خلقتي . من گناهكارم و دوزخي ولي تو گفته اي صد بار اگر توبه شكستي باز آ . صدايم ضعيف است ولي تو همه گوشي و مرا ميشنوي
خدايا مرا آنچنان گردان كه فقط از تو بترسم تا بنده دنيا نشوم
خدايا مرا پاك گردان تا بتوانم تو را ببينم
خدايا مرا تا پايان عمر شكر گذارت گردان تا همواره زبانم جز شكر تو نگويد
خدايا مرا آنچنان گردان كه فقط از تو بترسم تا بنده دنيا نشوم
خدايا مرا پاك گردان تا بتوانم تو را ببينم
خدايا مرا تا پايان عمر شكر گذارت گردان تا همواره زبانم جز شكر تو نگويد
هيچ وقت دير نيست
نادِ عليًّاً مَظهَرَ العَجائِب
تَجِدهُ عَوناً لََکَ في النوائِبِ
لي ِاليَ اللهِ حاجَتي و عَلَيهِ مُعَوَّّلي
کُلَّّما َامَرتَه و رَميتُ مُنقَضي في ظِلِ الله و يُظلِِلِ الله لي اَدعوکَ
کُلًّ هُمٍّ و غَمٍّ سَيَنجَلي
بِعَضَمَتِکَ يا الله
بِنُبُوَتِکَ يا محمد
بِوَلايَتِکَ يا عليُّ
يا عليُّ يا عليُّ
ادرکني
بحقِّ لُطفِکَ الخفيِّ
الله اَکبَرَ
اَنَا مِن شَرِ اَعدائِکَ بَرِيءٌ
اَللهُ صَمَدي مِن عِندِکَ مَدَدي و عَلَيکَ مُعتَمِدي
بِحَقِّ ايّاک نعبد و ايّاک نَستَعينُ
يا اَبَا الغَيثِ اَغِثني
يا اَبَا الحََسَنَينِ اَدرِکني
يا سَيفَ اللهِ ادرکني
يا بابَ اللهِ ادرکني
يا وَلِيَّ الله ادرکني
بِحَقِّ لُطفِکَ الخَفِيِّ
يا قَهّارُ تَقَهَّرتَ بِالقَهرِ والقَهرُ في قَهرِ قَهرّکَ
يا قَهّارُ يا قاهِرَ العَدُّوِّ
يا والِيَ الوَليِّ
يا مَظهَرَ العَجائِبِ يا مُرتَضي عليٌّ
رَمَيتَ مَن بَغي عَلَيَّ بِسَهمِ اللهِ و سَيفَ اللهِِ القاتِلِ
اُفَوِّضُ اَمري اِلَي اللهِ
اِنَّ اللهَ بَصيرٌ بِالعِبادِ
و ِالهُکُم اِلهٌ واحِدٌ لا الهَ اِلاَّ هُوَ الرَّحمنُ الرحيمُ
ادرکني يا غياثَ المُستَغيثينَ
يا دَليلَ المُتَحَيِّرينَ
يا امانَ الخائفينَ
يا مُعينَ المُتوَکِّلينَ
يا راحِمَ المَساکينَ
يا اِلهَ العالمينَ
بِرَحمَتِکَ و صَلَي اللهُ عَلي سَيِّدِنا محمدٍ و الِهِ اَجمَعينَ
والحَمدُلِلهِ ربِّ العالَمينَ .
تَجِدهُ عَوناً لََکَ في النوائِبِ
لي ِاليَ اللهِ حاجَتي و عَلَيهِ مُعَوَّّلي
کُلَّّما َامَرتَه و رَميتُ مُنقَضي في ظِلِ الله و يُظلِِلِ الله لي اَدعوکَ
کُلًّ هُمٍّ و غَمٍّ سَيَنجَلي
بِعَضَمَتِکَ يا الله
بِنُبُوَتِکَ يا محمد
بِوَلايَتِکَ يا عليُّ
يا عليُّ يا عليُّ
ادرکني
بحقِّ لُطفِکَ الخفيِّ
الله اَکبَرَ
اَنَا مِن شَرِ اَعدائِکَ بَرِيءٌ
اَللهُ صَمَدي مِن عِندِکَ مَدَدي و عَلَيکَ مُعتَمِدي
بِحَقِّ ايّاک نعبد و ايّاک نَستَعينُ
يا اَبَا الغَيثِ اَغِثني
يا اَبَا الحََسَنَينِ اَدرِکني
يا سَيفَ اللهِ ادرکني
يا بابَ اللهِ ادرکني
يا وَلِيَّ الله ادرکني
بِحَقِّ لُطفِکَ الخَفِيِّ
يا قَهّارُ تَقَهَّرتَ بِالقَهرِ والقَهرُ في قَهرِ قَهرّکَ
يا قَهّارُ يا قاهِرَ العَدُّوِّ
يا والِيَ الوَليِّ
يا مَظهَرَ العَجائِبِ يا مُرتَضي عليٌّ
رَمَيتَ مَن بَغي عَلَيَّ بِسَهمِ اللهِ و سَيفَ اللهِِ القاتِلِ
اُفَوِّضُ اَمري اِلَي اللهِ
اِنَّ اللهَ بَصيرٌ بِالعِبادِ
و ِالهُکُم اِلهٌ واحِدٌ لا الهَ اِلاَّ هُوَ الرَّحمنُ الرحيمُ
ادرکني يا غياثَ المُستَغيثينَ
يا دَليلَ المُتَحَيِّرينَ
يا امانَ الخائفينَ
يا مُعينَ المُتوَکِّلينَ
يا راحِمَ المَساکينَ
يا اِلهَ العالمينَ
بِرَحمَتِکَ و صَلَي اللهُ عَلي سَيِّدِنا محمدٍ و الِهِ اَجمَعينَ
والحَمدُلِلهِ ربِّ العالَمينَ .
اشتراک در:
پستها (Atom)