بارها ديده ايد يا شنيده ايد كه برخي حيوانات جنس نر چگونه پس از جدا شدن فرزندان از ماده ها جهت تصاحب آنها به رقابت برمي خيزند . اگر حس غريزي را كنار بگذاريم و وارد دنياي آنان شويم اين يك حسادت است نسبت به آنچه كه ديگري دارد و ما نداريم ، كه در حيوانات گاهاً مبارزه تا مرگ يكي ادامه پيدا مي كند .
اما انسانها چه ؟ ما كه اشرف مخلوقات قرار داده شديم آيا بايد خود را با پَست ترين موجودات ، هم سطح قرار دهيم ؟
آيا ما از وسيله اي كه توسط خودمان ساخته مي شود پَست تريم ، در حالي بدون اراده ما نه قدرت حركت دارد نه قدرت هيچ كاري ؟
مي پرسيد اشياء كه با هم حسادت نمي كنند . مي گويم چرا . زماني را بياد بياوريد كه از درآميختن خاك و آب ، گِلي ساختيد و با آن ظرفي ساختيد . سپس مدتها از آن ظرف استفاده نموديد . زماني بَعد خاكي را كنار ظرف قرار داديد ، پس از اندك زماني خاك شما را فرا خواند تا آن را با آب تركيب نموده و ظرفي زيبا بسازيد و زماني كه آن را ساختيد به شما تفهيم كرد كه ظرف قبلي لايق شما نيست و بايد آن را از خود دور سازيد و شما نيز چنين كرديد . پس حسادت در اشياء نيز وجود دارد و ما از اشياء هم پَست تريم اگر آن كنيم كه ظرف كرد .
حال كه داستان ظرف را شنيديم و متوجه كار قبيح ظرف دوم شديم ( كنار گذاري ظرفي كه مدتها همراه ما بوده ) ، چه عكس العملي نسبت به ظرف دوم خواهيم داشت ، قطعاً ان را به بدترين شكل تنبيه خواهيم كرد تا به سزاي عملش برسد ، خداوند بلند مرتبه نيز با مخلوق خود انسان كه به ديگران حسادت نمايد چنين خواهد كرد . پس واي بر روزگار حسودان . و چه نيكوست حال قانعان كه هر چه در دنيا مي دهند چند برابر در آخرت پاداش مي گيرند .
چرا ميخواهيم در اِزاء لذت پاداش چند برابر زميني در آخرت ، از يك لذت زود گذر دنيايي استفاده كنيم .
۱۳۸۶ بهمن ۱۹, جمعه
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر